رمان غرق در تنهایی

رمان غرق در تنهایی

دانلود رمان غرق در تنهایی   ازماشین پیاده شدم وراهی اتاق کارن دراین بین شایدنزدیک صدنفربهم احترام گذاشتن (من مریم جودی هستم سرگردآگاهی،خیلی مغرورو بداخلاق وبی احساس هستم ولی توی خانواده فردمهربونی هستم) وارداتاق شدم وسرمیز نشستم صدای درزدن آمد،خیلی خشک گفتم:بفرمائید سربازی واردشدبعداحترام گذاشتن گفت:سرهنگ جودی(بابام)باهاتون کاردارن من:باشه رفت بیرون.پووووووف یعنی باباچیکارم داره، پاشدم