رمان ما ماندیم و عشق

رمان ما ماندیم و عشق

داستان درباره پسری جوانی به نام عباس است که درگیر مسائل و مشکلات جامعه امروزی شده و تلاش دارد اوضاع زندگی اش را تغییر دهد و در این بین با دختر جوانی به نام بهار آشنا می شود……….

 

نام رمان : رمان ما ماندیم و عشق

نویسنده : مرضیه نعمتی

طراحی و صفحه آرایی : سایت رمانکده – z.sepehri

تعداد صفحات : 200 صفحه

ژانر : رمان عاشقانه

تاریخ : ……….

دانلود رمان ما ماندیم و عشق

 

قسمتی از رمان :

عباس گوشی را قطع کرد و صدای بوق اتومبیلی را از پشت سرش شنید که حرکت کند. به مسیر باز شده نگاه کرد و دستش را
برای اتومبیل تکان داد و به راه افتاد. هشت شب بود که به خانه رسید.

ماشین را سر گوشه خیابان پارک کرد و پیاده شد و به سمت خانه راه افتاد. در حال رد شدن از خم کوچه بود که ناگهان تنهاش به تنه شخصی خورد و متعاقبش صدای عصبیِ دخترانه و کودکانه ای شنید:
حواست کجاست آقا؟ جلو پاتو نمیبینی ؟
چشمش به دختر قد کوتاه و تپلی افتاد که با چشمان درشت قهوهای و غضب آلودش به او نگاه میکرد. سرش را که حالا به شدت
درد گرفته بود با انگشتش فشرد و گفت :

من از کجا میدونستم سر این پیچ از روبه روی من درمیای بچه ؟

 

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

دانلود رمان ما ماندیم و عشق

 

عباس به دنبال حرفش داخل خانه شد. خانه مثل همیشه مرتب بود و بوی قرمه سبزی همه جا را پر کرده بود. روی فرش دراز
کشید و آرنجهایش را زیر سر گذشت و در افکارش غرق شد. خودش هم خوب میدانست که علت سر دردهایش چیزی جز
مشکلات زندگی اش نیست. مادرش را دید که آب قند به دست به طرفش آمد و گفت :
بلند شو اینو بخور !
روی فرش نشست و آب قند را گرفت و کمی نوشید. صدای مادرش را با غصه شنید:
چت شده عباس؟
هیچی نیست.
برای چی ناراحتیاتو تو دلت میریزی؟ من مگه مادرت نیستم؟ چرا باهام درد دل نمیکنی؟

 

 

 

 

 

 

لینک دانلود به درخواست نویسنده برداشته شد

 

 

 

 

منبع : سایت رمانکده

 

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *