رمان ققنوس

رمان ققنوس

دانلود رمان ققنوس

 

پریماه دختر بی دست و پایی هست که به خاطر بیماری مادرش حاضره تن به شرایط کاری سخت بده …واین آغاز فصل جدید زندگی او و آشنایی اش با مردی هست که بی هیچ قانون و قاعده ای برای خودش زندگی میکنه…

 

نام رمان : رمان ققنوس

نویسنده : بهاره تابعیان

طراحی و صفحه آرایی : سایت نود و هشتیا

تعداد صفحات : 344 صفحه

ژانر : رمان عاشقانه

تاریخ : …….

دانلود رمان ققنوس

 

قسمتی از رمان :

 

زانوهایم را در بغل جمع کرده و گونه ام را روی زانو گذاشته بودم. وقتی دید جوابی نمیدهم پرسید :
ساعت چنده اصال ؟ خوابم برد… چقدر گذشته ؟
صبحه مامان…_
نیم خیز شده و گفت :
+صب شد ؟ کی ؟ مامان تو چرا نخوابیدی ؟ یا خوابیدی بیدار شدی ؟
االن این مهم بود ؟ لبخند تلخی زدم. زن ساده ی زندگی من نگران بود نکند من یک شب نخوابیده
باشم؟درحالیکه ضربان قلبش نوید اتفاقات بسیار بدی در روزهای نزدیک بود ؟
به دروغ گفتم: خوابیدم االن پریدم برم دستشویی گفتم یه سر به تو بزنم. درد نداری؟
نه عزیزم. خودم که گفتم. یه نبات داغ همون اول میخوردم دیگه دکتر هم نمیخواست._
نبات داغ کجای قلب بیمارت را درمان میکرد مادر من ؟ چرا فکر میکرد مادر بودن یعنی درد بکشد و دم
نزند ؟ چرا مادر من اینقدر مظلوم بود …چرا اینقدر حالم را بد میکرد از این زندگی ؟
از جا بلند شده و گفتم : آب نمیخوای مامان؟ گشنه ت نیست؟

 

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

 

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

رمان ققنوس

 

تا آخر شب درگیر پخت فسنجان مخصوص بودم. اما در نهایت از کارم رضایت داشتم. مزه اش عالی بود.
روز اول کارم به عنوان منشی طاها بود . تازه آن روز بود که فهمیدم فقط آرمان و طاها منشی شخصی
دارند. آرمان چون مدیر عامل بود و طاها مدیر فروش. سحر مرا به سالنی که به اتاق طاها منتهی میشد
برده و با تردید گفت: مطمئنی میتونی بمونی؟
سحر از راز دل من خبر نداشت…
نمیدانست این یک هفته چقدر بیقرار دیدن پسر عمویش بودم طوریکه حاضر شدم بداخالقی و
تحقیرهایش را تحمل کنم فقط نزدیکش باشم.
گفتم: خیالت راحت. فقط… امیر رو کجا میتونم ببینم؟

 

 

 

دانلود رمان ققنوس       با فرمت پی دی اف

 

 

منبع : سایت نود و هشتیا

 

دانلود رمان سنگدل های دوست داشتنی

رمان سنگدل های دوست داشتنی

پست های مرتبط

رمان من عشق را سروده ام
رمان نجات از منجلاب

رمان نجات از منجلاب

دانلود رمان نجات از منجلاب   همیشه در اعماق تاریکیها نوری سراسر تاروپود غم آلود بدن ما را روشن می
رمان تهران بی تو

One Reply to “رمان ققنوس”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *