رمان دون جواني

رمان دون جوانی

دانلود رمان دون جوانی

صداي زنگ در بلند میشود…دست هاي مشت شده ام را از روي میز برمی دارم و براي آخرین بار به آینه ي مقابلم نگاه میکنم…سیاهی چشمانم برق میزند…

 

نام رمان : رمان دون جوانی

نویسنده : mahtabiii75 کاربر انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات : 498 صفحه

ژانر : عاشقانه

تاریخ : 1394/06/11

دانلود رمان دون جوانی

قسمتی از رمان :

نه من شبا شام نمیخورم.در ضمن دلمم خیلی برات تنگ شده… لبخند من هم پررنگ میشود… خودش هم خوب میداند برای چه کاری اینجاست…

حلقه ی دستهایم را دورش محکم تر میکنم و وارد اتاق میشوم! | دکمه های پالتوی خزش را باز میکند و روی تخت مینشیند. چشمهایش اطراف اتاق چرخ میخورد و بالاخره روی من که به دیوار مقابلش تکیه داده ام ثابت میماند.

تاپ یقه بازش بیشتر از همه چیز خودنمایی میکند…برای جلب توجه بیشتر به جلو خم میشود و منتظر عکس العمل من میماند…
امیر امشب چرا اینقدر کم حرف شدی! کم حرف نشده ام…مثل همیشه بی دلیل لب باز نمیکنم…

یک تای ابرویم را بالا میندازم و با حالت خاصی نگاهش میکنم….
نمیدونم… -خسته ای؟ فردا پرواز داری …؟ سرم را به نشانه ی مثبت تکان میدهم…

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

رمان دون جوانی

در که باز میشود موجی از هوای سرد پوست صورتم را نوازش میکند و عطری آشنا بینیم را تحریک عطر جین پاتو جوی یکی از گرانترین عطرهای دنیاست که زنان تجملاتی و پر زرق و برق برای جذابیت بیشتر استفاده میکنند؟

صدای پر عشوه و نازکش باعث میشود سرم را بلند کنم و به چشمهای طوسی رنگش خیره شوم. بی شک النزاست….اما آنقدر طبیعی جلوه میکند که فقط افراد حرفه ای متوجه می شوند؟

عزیزم دارم یخ میزنم..! نگاهم از چشمانش قوس برمیدارد و روی لبهای آغشته به رژش ثابت میماند… زیبا نیست! حداقل نه آنقدر که چشمها را خیره کند

اما لوندی از جز جز برخوردهایش چکه میکند! کنار میروم…..باهمان لبخند دلبرانه خیره به چشمهای سیاهم وارد میشود. منتظر حرکتی از جانب من است…

در را که میبندم دستهایم رادور شانه هایش حلقه میکنم بیشتر در آغوشم فرو میرود…شال ابریشمش از روی سرش سر میخورد و موهای شرابی رنگش آزاد میشود… زیاد بلند نیست اما وحشی وسرکش روی شانه هایش ریخته…! |

 

دانلود رمان دون جوانی       با فرمت پی دی اف

 

منبع : سایت نود و هشتیا

رمان روزای بارونی

 

رمان روزای بارونی

پست های مرتبط

رمان من عشق را سروده ام
رمان نجات از منجلاب

رمان نجات از منجلاب

دانلود رمان نجات از منجلاب   همیشه در اعماق تاریکیها نوری سراسر تاروپود غم آلود بدن ما را روشن می
رمان تهران بی تو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *