رمان برکت‌‌ وجودت

رمان برکت‌‌ وجودت

دانلود رمان برکت‌‌ وجودت

 

درباره ی دختریه که با وجد داشتن خانواده پولدار و محجبه که ظاهرا اهل دین هستن اما در باطن فرق دارن هست با دوستان شرط بندی میکنی سر از راه بد در کردن حاج اقای محله ، جایی که با او ازدواج میکند اما….

 

 

نام رمان : رمان برکت‌‌ وجودت

نویسنده : زهرا گودرزی

طراحی و صفحه آرایی : سایت رمانکده- z.sepehri

تعداد صفحات : 204 صفحه

ژانر : عاشقانه

تاریخ : ……….

دانلود رمان برکت‌‌ وجودت

قسمتی از رمان :

روی مبل جلوی تلوزیون ولو بودم صدای نحس فرشته که با اون شرط مسخره اش که اون رو بیشتر شیطان نشون میداد توی
سرم به وز وز افتاد همزمان تصویر چهره ی تمام عملیش با اون ارایش غلیظ افتضاح جلوی چشمم امد

_حالا که جرات رو انتخاب کردی باید مخ حاج آقای جدیدی که به مسجد محل امده رو بزنی کاری کنی که عاشقت بشه از
شغلش استفا بده یا برگردی پیشه خانواده ات خونه ماشینت رو به اسمم کنی حالا انتخاب با خودت

نگاه همه روم سنگینی میکرد مخصوصا اون بردیای اشغال که پشت فرشته درامده بود همش دم از شجاعت من میزد نمیدونم
چطور شد خریت کردم اولین گزینه انتخاب کردم چرا زیرش نزدم مگه یه بازی بیشتر بود هنوزم با فکرش جنون می گیرم

حرصی وسایل رو میز روی به زمین ریختم جیغ کشیدم موهام رو به چنگ کشیدم به سد اشکام اجازه باریدن دادم هق هقم دیوارای
خونه رو لرزون با صدای خش دار غریدم

 

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

دانلود رمان برکت‌‌ وجودت

 

پتو رو انداختم اونور وارد دستشویی شدم تو اینه دختری دیدم با پوستی مهتابی که رنگ پریدگی

بیشتر شب یه روح بود ابروهای

هشتی پر که زیرشون درامده چشمایی درشت سبز زمردی که در حصار مژه های فر بلند.

دماغ عملی ریز خدادادی در اخر لب
های عروسکی که همیشه قرمزیش جلب توجه میکرد

حالا سفید پوسته پوسته در اخر موهای مشکی پر کلاغی که شبیه یال شیر

درهم برهم بود با این وجود بلندیش تا زیر زانوهام میرسید

زیبایی خدادی بی نهایتم هم که همیشه بهش مغرور بود حالا به چشمم نمیومد حالم از خودم غرور بیجام همه بهم میخورد.

شیر رو باز کردم دستهای لرزون بی حسم زیر اب سرد گرفتم مشت مشت اب به صورتم پاشیدم نفسم از سردش بند رفت از
اینکه خودمو شکنجه کنم ل.ذ.ت میبردم که روح عصیانگرم تازیانه میزدم .

ابو بستم دست یخ زدم روی معدم پر درد که چند روز بود هیچی به خودش ندیده بود گذاشتم راه اشپزخونه رو در پیش گرفتم
کیک شیرینی خوردم .

 

 

 

 

دانلود رمان برکت‌‌ وجودت با فرمت پی دی اف

 

 

 

منبع : سایت رمانکده

 

به این مقاله چند ستاره میدید ؟
[Total: 0 Average: 0]

پست های مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *