دانلود رمان تب

دانلود رمان تب

دانلود رمان تب از پگاه

کیف چرم مشکی ام را از دست راست به دست چپ متقل میکنم و دستگیره در را پایین میکشم. منشی به محض دیدنم برمی خیزد و سلام می کند.دانلود رمان تب از وب سایت ما

 

نام رمان : رمان تب

نویسنده : P*E*G*A*H

ویراستار: سمیرا محسنی

طراح جلد: فریال

تعداد صفحات : 1411 صفحه

ژانر : رمان عاشقانه

تاریخ : ……….

دانلود رمان تب از پگاه

قسمتی از رمان :

دانلود رمان تب

کیف چرم مشکی ام را از دست راست به دست چپ متقل میکنم و دستگیره در را پایین میکشم. منشی به محض دیدنم برمی خیزد و سلام می کند. جوابش را می دهم و به سمت اتاقم می روم.

صدایش را می شنوم.

– اولین نوبت امروز ده دقیقه است.

بدون اینکه بچرخم و نگاهش کنم می پرسم:

-به چند نفر وقت دادی؟

-هفت نفر.

……………………………………………………………..

 

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

 

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

رمان تب از پگاه

به ساعتم نگاهی می اندازم و با درماندگی فکر می کنم”هفت نفر که هر کدام چهل و پنج دقیقه وقتم را می گیرند و کلا می شود شش ساعت و الان هم که چهار ساعت است و یعنی.. تا 10 شب درگیرم…

درماندگی ام را بروز نمی دهم.

-اکی لطفا یه قهوه بیار واسم! بدون شیر و شکر!

چشمش را می شنوم و وارد اتاق می شوم. کتم را در می آورم و به جا رختی می زنم.

دستی به پیراهنم می کشم..

رمان تب از پگاه

فنجان را به لبم نزدیک میکنم اما هنوز جرعه ی اول را ننوشیده ام

که صدای احوال پرسی مریضی را با منشی میشنوم هنوز چند دقیقه به آغاز وقت مشاوره مونده است به نوشیدنم کمی سرعت میدهم و با دستمال لب هایم را پاک میکنم و نگاهی به لیست روی میز خود میکنم .

بیمار اول سهیلا محرابی هست . قفل گاوصندوقی قفسه کنار دستم را میگشایم و بین حروف میم دنبال اسم میگردم و پرونده اش را پیدا میکنم . 40 ساله مطلقه ……

 

دانلود رمان      با فرمت پی دی اف

 

 

منبع : سایت نود و هشتیا

 

دانلود رمان شیرینی اسیری

دانلود رمان شیرینی اسیری

1 Trackbacks & Pingbacks

  1. رمان دن آرام - دانلود رمان های مختلف از سایت بزرگ رمان خوان ها

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*