دانلود رمان بازگشت ارباب جوان

دانلود رمان بازگشت ارباب جوان

دانلود رمان بازگشت ارباب جوان

این رمان درباره دختری به اسم ماهرخ هست که توی روستا با خانواده عموش زندگی میکنه ….سالها پیش خانوادشو از دست داده و عموی ماهرخ ارباب روستا هم هست و……

 

نام رمان : رمان بازگشت ارباب جوان

نویسنده : عاطفه نویسنده سایت رمانکده

طراحی و صفحه آرایی : سایت رمانکده

تعداد صفحات : 127 صفحه

ژانر : رمان عاشقانه

تاریخ : 1396

رمان بازگشت ارباب جوان

قسمتی از رمان :

با خاتون از اتاق رفتیم بیرون …عمارت تقریبا شلوغ شده بود و جای سوزن انداختنم نبود …همه ی فامیال از شهر
اومده بودن …همــــه اشنا عمه ها و عموها …ولی همه برام از صد تا نا اشنا بدتر بودن …امروز قرار بود ارباب جوان
بیاد ینی پسرعموم وتازه زجر کشیدنای من شروع میشد همه منتظر اومدنش بودن …به دستور زن عمو چای برای
همه ریختمو بردم تو سالن …همه تا منو دیدن پچ پچاشون شروع شد ..جلوی دخترعمم پارمیدا هم تعارف کردم
..قیافشو جمع کرد جوری که انگار چیزی نجسیو داره مبینه
پارمیدا:اااییی من از دست تو چیزیو بگیرم ؟حالم از بهم میخوره دختره ی بی پدرو مادر ..

 

…………………………………………………………..

…………………………………………………………..

 

دانلود رمان

قسمت دیگر از داستان

رمان بازگشت ارباب جوان

روم خیمه زده بود از ترس دستمو روی سینش جمع کرده بود و سرمو چسبونده بودم به سینش تا چشمای قر مزو
عصبیشو نبینم و جالب اینجا بود که از خودش به خودش پناه برده بودم ..
دیدم نفساش داره اروم تر میشه ..سرمو اوردم باال و جرأت دادم به خودم که توی چشماش نگاه کنم نمیدونم چر ا
حلقا اشک تو چشمام جمع شده بود نمیدونم از ترس بود یا از تنهایی و بی پناهی که دیدم چشماش مهربون شد و
خم شد و به اشکم زبون زدو بعد روی چشمامو بوسیدو رفت بیرون ..
اصال درکش نمیکردم و نمیفهمیدم چشه؟؟یه بار اروم ،یه بار برزخی،عصبی،دلرحم،مهربون ،متحرص،و…واقعا
نمیدونستم که کدوم اخالقش اخالق واقعیشه ..
ولی االن به تنها چیزی که فکر میکردم حرفای فرهاد بود ..نمیدونستم باور کنم یا نه !واقعا سردرگمم .کی راست میگه
،کی دروغ میگه؟!من کدومو باور کنم خداجون کمکم کن از این امتحانت سربلند بیرون بیام ..نمیدونم امتحانه یانه
!ولی هرچی هست ..کمکم کن !!

 

 

دانلود رمان بازگشت ارباب جوان با فرمت پی دی اف

 

منبع : سایت رمانکده

 

دانلود رمان دختری که رهایش کردی

دانلود رمان دختری که رهایش کردی

پست های مرتبط

رمان عسل چشمهایت

رمان عسل چشمهایت

دانلود رمان عسل چشمهایت   می گویند پاییزفصل عاشقی است؛ راست هم می گویند. پاییز بود که نگاهت مثل چوب
رمان سرزمینی پشت آینه ها

رمان سرزمینی پشت آینه ها

دانلود رمان سرزمینی پشت آینه ها   پرفروش ترین کتاب ها، پربیننده ترین فیلم ها و سریال های روز جهان
رمان من عشق را سروده ام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *